باران اردیبهشتی در تهران همه را غافلگیر کرد

ما ایرانیها چقدر پوست کلفت شدیم.
من این توفیقو دارم که هر روز سایتهای خبری خارجی رو به خاطر کارم چک کنم. توی یکیشون نوشته آمریکا به عراق ۷۲ ساعت فرصت داده برای حمله(حالا جزییاتش بمونه).منم شیطنتم گل کرد به همکارم گفتم آمریکا ظرف ۷۲ ساعت آینده می خواد به ایران حمله کنه!منتظر بودم همکارم یه واکنش متناسب با این خبر وحشت آور نشون بده ولی اون در کمال خونسردی فقط یه لبخند ملیح زد و دوباره به کارش ادامه داد.
داشتم با خودم فکر می کردم این تهدید هر از چند گاهی توسط این کشور ابرقدرت انجام میشه ولی چقدر جالبه که دیگه برای مردم ما اینقدر عادی شده که تا صدای توپ و تانگش نیاد کسی دچار نگرانی نمیشه.یادمه قبل از عید امسال و سال گذشته هم تهدید به طور جدی انجام شد ولی مردم ما در کمال خونسردی در حال خرید عید و سبزه و ماهی قرمز بودن.قربون مردم خودمون برم که اینقدر پوست کلفتن.![]()
به فریب همين حرفهايي كه نميزني با من
وقتي از بينشانترين دوردست آمدي،
-خدا خواست و پس از مدتهای مدید ی فرصت پیش آمد تا من و سرور و بهجت گشتی کوتاه در خیابان داشته باشیم.خدا مادر عزت را بیامرزد که فوت کرد و ما را کشاند تا مسجد.از مسیر برگشت دلمان نیامد هوای بهاری را رها کنیم و سریع خودمان را به اداره برسانیم.با این که آسمان سوراخ شده بود برکت خدا همچنان بر سرمان میبارید لجاجت کردیم و دست از پیاده روی زیر باران بر نداشتیم.به اداره که رسیدیم از سر دماغمان آب می چکید.جای شما خالی.
-امروز عجب کاری کردم.خبر سال ۸۴ را مبنی بر برکناری بی سرو صدای ۱۸ رییس دانشگاه از طریق سیستم اس ام اس روزنامه ارسال کردم برای مسوولین کشوری و شخصیتهای علمی و....رییسم داغ کرد.
-دلم برایت تنگ شده... خودت را نشان نمیدهی؟
-اینترنت برایم مونسم شده...هر چند گاهی بد جوری نقره داغم میکند.
قدردانی از دستهایی که هر روز شکوه آموختن را ترجمه می کند با کدام واژه معنا می یابد؟ما خورشید را از دستان تو به عاریه ربودیم تا بر فراز آسمان قلبمان طلوعی تازه بنشانیم...پر گرفتن از قله های مهربانی ات سر مشق هر شب و روزمان بود آنگاه که به سرانگشت نور و معجزه ی نگاهت بالیدیم ...وامروز در آستان حضرت عشق بر هر چه نام توست بوسه میزنیم ای سترگ تریم معنی حیات.![]()
*تگرک شکوفه های باغ ملک آباد را زد.یک سال انتظارم به بار ننشست...