تبليغاتX
آينه هاي ناگهان
آينه هاي ناگهان
سکوت آینه ها همیشه جواب تمام سوال های بی جواب بغض و باران است

دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
 چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب
 
 

محمدعلي بهمني

.......................................................................

مدتي مرا نديده بگيريد

خدانگهدار

لينك | دوشنبه هشتم تیر 1388 . 9:10 . سنا |





ديرگاهي ست

كه در حسرت يك شعر سپيد

شاعران

         قافيه را باخته اند!

 

 

محمد رضا تركي

لينك | یکشنبه هفتم تیر 1388 . 20:52 . سنا |





دست عشق از دامن دل دور باد!

می‌توان آیا به دل دستور داد؟

می‌توان آیا به دریا حکم کرد

که دلت را یادی از ساحل مباد؟ 

موج را آیا توان فرمود: ایست!

باد را فرمود: باید ایستاد؟

آنکه دستور زبان عشق را

بی‌گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می‌دانست تیغ تیز را

در کف مستی نمی‌بایست داد

 

لينك | یکشنبه هفتم تیر 1388 . 8:32 . سنا |





خواباندن بچه‌ها  لذتی دارد‌، امتحان کنید هفته‌ای یکبار به همسرتان مرخصی بدهید و وظیفه خواباندن بچه‌ها را شما به عهده بگیرید‌، تا حداقل خانم‌تان یک ساعت سرو صدای بچه‌ها را فراموش کرده و با خیال راحت این وقت را برای خواندن کتاب‌، انجام کارهای شخصی عقب‌افتاده و یا حتی برای گشت زدن در اینترنت اختصاص دهد‌. مطمئن باشید با این کار دعای خیر همسرتان همیشه پشت سر شما خواهد بود‌.

 

پ.ن:راستش اين پست با مطالب قبلي و شرايط فعلي اجتماعي و روحي خودم هيچ تناسبي نداره(خودم ميدونم)ولي امروز كه اومدم و يه كامنت نيمه سياسي و عصباني توي كامنتاي خصوصيم ديدم از ترس رفتم زير ميز و فقط دستامو آوردم بالا يواشكي اين مطلبو تايپ كردم و دوباره رفتم پايين پناه گرفتم.در واقع با اين پست زدم به صحراي كربلا تا حواس اون طرف به چيزاي ديگه اي پرت بشه و يادش بره داشتيم سر همو مي بريديم.

لينك | شنبه ششم تیر 1388 . 8:51 . سنا |





آقاي ايكس دستور تهيه نوعي نوشيدني را مي دهد كه به قول خودش مي تواند نشاط آور باشد:" آب انگور سياه رو با كمي الكل سفيد قاطي كنيد و بنوشيد!" من چشمهايم از اين همه ذوق هنري اش گشاد مي شود. خودش روي تاثير مثبت اين نوشيدني تاكيد مي كند.

*

تو قرار بود حال مرا خوب كني خانم دكتر! قرصهايت براي منگ كردنم خوب بود اما نه دلتنگي ام را درمان كرد نه افسردگي ام را. گمانم مجبورم  نوشيدني آقاي ايكس را تجربه كنم.

*

نه سوپر سر كوچه خودمان سانديس آب انگور سياه داشت نه سوپر كنار اداره نه چند جاي ديگر !!!!!!

امشب قرصها را مشت مشت مي خورم!

لينك | پنجشنبه چهارم تیر 1388 . 8:22 . سنا |





مرد من

با صدای

سیمین غانم

کلیک کنید

لينك | سه شنبه دوم تیر 1388 . 11:43 . سنا |





 تو ماه را

بيشتر از همه دوست  داشتي

و حالا ماه هر شب

تو را به ياد من مي آورد

مي خواهم فراموشت كنم

اما اين ماه

با هيچ دستمالي

از پنجره پاك نمي شود

رسول يونان

لينك | سه شنبه دوم تیر 1388 . 9:33 . سنا |





لالا لالا همه در خواب نازن

ديگه چيزي ندارن تا ببازن

بخواب آروم نه اين كه وقته خوابه

بخواب اي گل كه بيداري عذابه

نترس از دست بي قانون فردا

بخواب جونم كه قانون داره دنيا

بخواب آروم گل گلگونه خونه

كه بيرون تا بخواي نامهربونه

لالا لالا كه قلبم زيرو رو شد

كه دست عاشقم پيش تو رو شد

كه بازم اين دلم ديوونگي كرد

كه اين ديوونه با عشق زندگي كرد

بخواب اي گل الهي در نموني

نگيره بغضت از نا مهربوني

بخواب جونم كه درها رو ببندم

نخواي از من كه با گريه بخندم

بخواب آروم كه خورشيدم خاموشه . اونم بايد بره چيزي بپوشه. اونم طاقت نداره توي سرما. اونم غافل شد از حال دل ما. همه اينجا غريب اندر غريبن. همه از بي نيازي بي نصيبن.الهي كور بشم گر ديده باشم.ميگن اينجا همه مردم فريبن.چه بي قانونه قانونش. چقدر بي بركته نونش. به نرخ مفته جون كندن،شده چيزاي ارزونش.نميدوني چقدر سخته همون كاراي آسونش.همش بغض و همش بغضه روي لبهاي خندونش.

نترس از دست بي قانون فردا

بخواب جونم كه قانون داره دنيا

لينك | دوشنبه یکم تیر 1388 . 10:0 . سنا |





پشت دیوار لحظه ها همیشه کسی می نالد
لينك | یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 . 22:0 . سنا |





تو از اول سلامت پاسخ بدرود با خود داشت
اگر چه سحر صوتت جذبه ی داوود با خود داشت

 

زماني،وقتي تو تازه رفته بودي از حرص نبودنت،انرژيم را روي سابيدن زمين و ظروف و ميز و رفت و روب خانه خالي مي كردم.حالا مي نشينم يك گوشه و خيره مي شوم به سراميكها يي كه از بس خاك خورده اند به خاكستري مي زنند. خيره مي شوم به پرده آشپزخانه كه خيلي وقت است از نيمه كنده شده به انبوه ظرفهاي نشسته  و مورچه هايي كه ظرف شويي را بالا و پايين مي روند. دست و دلم به كار نمي رود. ديگر آنقدر دور شدي كه تلاش براي تسكين دلتنگي ام بي فايده است .دارم كم كم نبودنت را باور مي كنم فقط نميدانم بالاخره بغض نبودنت چقدر...تا كي...تا كجاي زندگي قرار است همراهي ام كند؟!

لينك | یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 . 8:51 . سنا |




Home | Archive | Contact US | Tamplate Designer