|
... |
|
|
از ماه لكه اي بر پنجره مانده است
از تمام آب هاي جهان قطره اي بر گونه هاي تو
و مرزها آنقدر نقاشي خدا را خط خطي كردند
كه خون خشك شده، ديگر نام يك رنگ است
گروس عبدالملكيان |
|
دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 |
|
|
| |
|
عكس به مطلب مفهوم مي دهد |
|
|
زندگي گاه دستخطي ست پر از اشتباه هاي فاحش |
|
یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 |
|
|
| |
|
آغاز كن مرا |
|
|
*بي مخاطب:
زیبا هوای حوصله ابری است
چشمی از عشق ببخشایم
تا رود آفتاب بشوید
دلتنگی مرا
زیبا هنوز عشق
در حول و حوش چشم تو
می چرخد
از من مگیر چشم
زیبا
...
زیبا کنار حوصله ام بنشین
بنشین مرا به شط غزل بنشان
بنشان مرا به منظره عشق
بنشان مرا به منظره باران
بنشان مرا به منظره رویش
من سبز می شوم
زیبا تمام حرف دلم این است
من عشق را به نام تو آغاز کردم
در هر کجای عشق که هستی
آغاز کن مرا
محمد رضا عبدالملكيان |
|
شنبه پنجم اردیبهشت 1388 |
|
|
| |
|
تا نيايد گل نرگس زندگي دشوار است! |
|
|
اين سه تا نرگس كه آوردي گذاشتي روي ميزم از ديروز سر خم كرده جلوي مانيتورم "ب" گذاشت توي ليوان آب من هم حبه قندي انداختم تازه بماند. موسيقي لايت وبلاگم هم شده تكمله اين احساس ملايم كه مي دود توي رگهايم از تماشاي نرگسهايت.
مي بيني گاهي زندگي حتي با چند شاخه گل هم مي تواند از اين رو به آن رو مي شود.

اينها را كه نگاه مي كنم ياد آن پسرك گل فروشي مي افتم كه زمستان ميان كولاك برف پشت چراغ قرمز همين چهار راه به مردم دسته دسته گل نرگس تعارف مي كرد و مردم حاضر نبودند براي خريد گلهاي پسرك شيشه پنجره هايشان را پايين بكشند و با خريد گلها سرماي بيرون بنشيند روي گونه هاي گر گرفته شان. |
|
پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 |
|
|
| |
|
ركسانا را وارد بازي بزرگان نكنيد |
|
|
امروز يك بار وبلاگم را به روز كردم.اما طي گشت و گذاري در اخبار با نامه بهمن قبادي در حمايت از ركسانا صابري مواجه شدم كه مرا خيلي تحت تاثير قرار داد.من سياسي نيستم و با وجوديكه در رسانه كار مي كنم و اين انتظار مي رود كه موضع گيري داشته باشم اما هميشه سعي كردم از باند و باند بازيها به دور باشم حتي اگر مورد بي مهري به ظاهر بزرگان واقع شوم. حالا هم اگر اين مطلب را در وبلاگم مي گذارم مرا متهم به سياسي بازي نكنيد. نامه قبادي را از بُعد اجتماعي،حس حمايت،شيوه علاقمندي و انسان دوستي بخوانيد .......................سنا
«نامهام خطاب به همه دولت مردان و سياست مداران و همه کسانی است که کاری میتوانند بکنند. تو را به خدا دست برداريد. تو را به خدا او را وارد اين بازیهای بزرگان نکنيد. او نحيفتر و سادهتر از آن است که بتواند در بازی شما شرکت کند.»
بهمن قبادی، فيلمساز ايرانی به دنبال بازداشت و محکوميت رکسانا صابری طی نامه سرگشادهای با اشاره به اینکه صابری نامزد او بوده است، نسبت به وضعیت وی ابراز نگرانی کرده است.
در نامه بهمن قبادی آمده است: «اگر سکوت کرده بودم به خاطر او بود، و حالا اگر حرف میزنم باز هم به خاطر اوست. به خاطر رکسانا صابری. نامزد، دوست و همراهم. دختری باهوش و با استعداد که برايم هميشه قابل تحسين بوده و هست. ۳۱ ژانويه بود، روز تولدم صبح تماس گرفت که برای تولدم میآيد پيشم تا باهم برويم بيرون. نيامد...زنگ زدم به موبايلش. خاموش بود تا يکی دو روز نمیدانستم چه اتفاقی افتاده. به خانهاش رفتم و چون کليد خانه همديگر را داشتيم به داخل رفتم ولی نبود...».
ادامه مطلب
نامه سر گشاده صادق زیبا کلام در حمایت از رکسانا صابری |
|
چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 |
|
|
| |
|
کسی گفته... |
|
|
آنچه ما زندگي كرده ايم سوء تفاهمي شايع است،حد ميانه
شادماني عظيمي كه وجود ندارد و خوشبختي كه نمي تواند عينيت يابد
فرناندوپسوا |
|
چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 |
|
|
| |
|
... |
|
|
چه مهمانان بي درد سري هستند مردگان.نه به دستي ظرفي را چرك و نه به حرفي دلي را آزرده مي كنند.تنها به شمعي قانعند و اندكي سكوت...
زنده ياد حسين پناهي |
|
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 |
|
|
| |