|
كفر |
|
|
من خدايي تازه مي خواهم
افتخاري آسمان سوز و بلند آوازه مي خواهم
!!!!!!!!!! |
|
یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 |
|
|
| |
|
سلام دلخوشي هاي اندكم |
|
|
براي دل خوشي هر بهانه اي مي تواند قشنگترين لحظه را بسازد. حتما نبايد يك خبر فوق العاده مثل برنده شدن بليط بخت آزمايي ، يا رفتن به يك سفر هيجاني و شيرين يا قبولي در يك آزمون سخت و ...باشد.
قبلا هم گفته بودم بهار را عاشقانه دوست دارم. چون در همين چند ماه هميشه بهانه اي از طبيعت مرا تا اوج شادي مي برد.
صبح ديروز قشنگ ترين بهانه ها ي سرخ، انتهاي خيابان ما، جمع زيادي از مردم را ميهمان زيبايي بهار كرده بود و من توانستم ساعتي را لا به لاي دشت شقايقها شيرين ترين لحظه ها را بگذرانم. جاي همه خالي.هر چه توانستم عكس گرفتم؛از راهي كه دو طرفش پر بود از شقايق،از لاك پشتي كه به زور داشت از دست بازي گوشيهاي بچه ها فرار مي كرد و نمي توانست، از گربه اي كه بچه اش را به دندان گرفته بود و دنبال محل امني مي گشت.
وسط دشت برايش مسيج زدم"من وسط دشت پر از شقايقم" سر كلاس بود و دير جواب داد ولي شعري نوشت كه مفهومش لذت بردن از همين بهانه هاي كوچك زندگي بود.متشكرم 
دشت شقایق ـ مشهد ـ بهار ۸۸ |
|
شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 |
|
|
| |
|
براي زخم دلم التيام بگذاريد |
|
|
- سلام، حضرت دریا، پیام بگذارید اگر شدهست فقط یک سلام، بگذارید
اگر نه، عیب ندارد به یک دقیقه سکوت به ساحت خودتان احترام بگذارید
- سلام حضرت دریا پیام من تلخ است زبان تلخ مرا بیکلام بگذارید
اگر اجازه دهید از حروف دل بکنیم دلی شبیه شما ناتمام، بگذارید
و بعد مثل علی مخفیانه در دل شب ستارههای مرا پشت بام بگذارید
به جای اینهمه سهمیهی غزل یک شب برای زخم دلم التیام بگذارید
بقای عمر غزل باد هرچه خاک شماست برای راهله سنگ «تمام» بگذارید
راهله معماریان |
|
چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 |
|
|
| |
|
شقايقها روييدند |
|
|

خیلی دلم می خواست برای شقایقهای بهاری مطلبی لطیف بنویسم. اين را از خيلي وقت پيش تصميم گرفته بودم.
گاهی سر صبح شاد و سبک از خانه میزنی بیرون و یک جمله ي کوتاه ، يك نگاه سرد ، يك اتفاق ساده كافي ست براي اين كه تو تمام روز گيج شوي ميان حقيقتي كه در تو نهفته و آنچه از تو بروز مي كند!مهم نيست دنيا پر است از شگفتي!
من نمي نويسم.فقط نگاه مي كنم شما براي شقايقهاي بهاري بنويسيد من بخوانم |
|
سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 |
|
|
| |