|
و چای دغدغه ی عاشقانه ی خوبی ست |
|
|
حياط مادر بزگ تاك داشت روي داربست.مادر بزرگ با دستهاي چروكيده آنقدر روي چهار پايه قد مي كشيد و تاكها را جا به جا مي كرد، آنقدر هر روز آب ميداد و تازه مي كرد تاك را تا انگور ميداد و ما براي رفتن روي ديوار بهانه داشتيم.
حياط مادر بزرك حوض آبي داشت با ماهيهاي قرمز و قرعه شستن حوض او هميشه به نام نسرين مي خورد كه نزديكتر بود به خانه مادربزرگ و دم دستش بود براي كمك.
عصر هاي خانه مادر بزرگ صفا داشت. شلنگ را مي گرفت روي موزاييك ها و باغچه و يك ساعت بعد كه بوي نم مي ماند روي زمينِ نيمه خشك فرش مي انداخت زير سايه درختها و سماور قل ميزد و ما در هياهوي حياط چاي تازه دم مي خورديم.
حالا اينجا كه من مي نشينم،يك آپارتمان ۱۳۰ متري رو به كوچه اي نه چندان بزرگ است با آپارتمانهايي كه رو به روي پنجره بالا رفته اند.عصرها چاي را بايد بين يك چهار ديواري تاريك بخوريم كه به زور مهتابي روشنش مي كنيم. اگر دلمان هواي عبور نسيم از ميان موهايمان را داشته باشد حتي پنجره ها را پشت پرده ها قايم مي كنيم تا چشم نامحرم مرورمان نكند.
از حوض و ماهي قرمز هم خبري نيست،نه تاك داريم نه باغچه. نه سماوري كه روي ميز كنار دستمان قل بزند. حتي مادربزرگ هم نداريم كه موقع وسط بازي،وقتي توپ مي خورد به دست افسانه و آخ و واخش بلند مي شود همان طناب آبي را بدهد دستمان كه توپ بازي بس است، شمع و گل پروانه بازي كنيد.
مادربزگ رفت،درخت تاك خشكيد،دايي خانه مادربزگ را فروخت،ما بزرگ شديم،مـــــــــــــــــــــا بالاخره بزرگ شديم... |
|
سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 |
|
|
| |
|
|
|
|
این خیابان تنم
که هماوای جهان در گذر است
می توان باور کرد
که به فریادی
پنجره هایش را خواهد بست؟ |
|
دوشنبه یازدهم خرداد 1388 |
|
|
| |
|
آمین! |
|
|
خدایا به من قدرت آنرا عطا کن تا بتوانم بدان اندازه که او را دوست می دارم نیاز دوست داشتنش را در خود خاموش سازم .
دکتر شریعتی
|
|
شنبه نهم خرداد 1388 |
|
|
| |
|
درختي كه سيب از آن بر سر نيوتن افتاد |
|
|
اين درخت اكنون در كمبريج در باغ بتانیک است
منبع:جهان نيوز |
|
شنبه نهم خرداد 1388 |
|
|
| |
|
مگه نه؟ |
|
|
رویای عروس کودکی هم خوب است یک زندگی عروسکی هم خوب است انگیزه ی دوست داشتن وقتی نیست عاشق شدن دروغکی هم خوب است
اسماعیل محمدپور |
|
شنبه نهم خرداد 1388 |
|
|
| |
|
... |
|
|
آسمان یک دست مال تو .... من فقط سقف مهربان می خواهم |
|
جمعه هشتم خرداد 1388 |
|
|
| |