|
آموختن انتها ندارد |
|
|
حرفهاي دلم به اين زوديها ته نمي كشد...تكمله ي تمام بديها اگر در من است، خلاصه خوبيهايت را نشانم بده...شايد فصل مرور درسي تازه باشد تا در آن بياموزم چگونه مي توان علاقه اي بزرگ را از حجم كوچك سينه بيرون كشيد .بايد از عشق نفرت بياموزم،از زندگي مرگ،از زلالي ريا بياموزم و از همدلي بي وفايي.بايد دوباره متولد شوم و بياموزم كه آموختن انتها ندارد
|
|
سه شنبه هفتم مهر 1388 |
|
|
| |
|
عصر ترنم |
|
|
فصل پاییز که شد ... قسمتی از روح من پرواز کرد ... شاپرک هم ناز کرد * باز در اندوه بارانی خودم را شسته ام حرف های بی محابا گفته ام ... * فصل پاییز که شد ... انتقام از من نگیر ای روزگار من خودم از زهر هجرش پر نصیب
از فراق یار گشتم بی شکیب ... با سکوت و گریه های انتظار فصل پاییز که شد ... * او که نقاش ازل بوده و هست رنگ زردی به درختم بخشید باد سردی به حیا طم پیچید بوی باران به اتاقم آمیخت و اناری خندید ...
فریبا شش بلوکی
|
|
سه شنبه هفتم مهر 1388 |
|
|
| |
|
خواب ديدم اتفاق مي افتي |
|
|
تو مثل معجزه اي، دير اتفاق مي افتي
ولي مي افتي و من خواب ديده ام كه تو بايد،
حضور داشته باشي و برف را بتكاني
كه اين رها شده در برف، ايستگاه تو باشد
مهرداد نصرتي |
|
دوشنبه ششم مهر 1388 |
|
|
| |
|
چراغ هاي رابطه تاريكند |
|
|
ديروز كه با هم بوديم
دوست داشتيم در مسيرهاي عبورمان
مدام چراغ هاي سبز قرمز شوند
تا ديرتر برسيم
حالا كه نيستي
فرقي نمي كند كه در مسير سرگرداني ام
چراغهاي قرمز سبز شوند يا چراغ هاي سبزقرمز
من بي تو
با هيچ چراغي به خانه نخواهم رسيد
مهرداد نصرتي |
|
یکشنبه پنجم مهر 1388 |
|
|
| |
|
|
|
|
بگذارعشق خاصيت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسي
پ.ن:چند نفر با اين موضوع موافقن؟ |
|
یکشنبه پنجم مهر 1388 |
|
|
| |
|
|
|
|
عظمت باید در نگاه تو باشد٬نه در آنچه به آن می نگری...
پ.ن:میدونم این جمله تکراری هست اما گاهی لازمه آدم حرفای تکراری بزنه |
|
شنبه چهارم مهر 1388 |
|
|
| |
|
|
|
|
هی آرمیده ی هزار خیال خاکستر! دنباله ی دلتنگ ترین مویه های مرا هق هق هزار پاییز تشنه نیز تحمل نخواهد کرد .
علی صالحی |
|
جمعه سوم مهر 1388 |
|
|
| |
|
بيا تا حال يكديگر بدانيم |
|
|
الا اي آهوي وحشي كجايي؟
مرا با تو جنگ نيست
آشنايي ست
كليك كنيــــــــــــــــد |
|
پنجشنبه دوم مهر 1388 |
|
|
| |
|
از طرف یک دوست |
|
|
مردم گفته هايت را فراموش خواهند كرد،مردم اعمالت را فراموش خواهند كرد،اما هرگز احساسي را كه به واسطه تو به آن دست يافته اند از ياد نخواهند برد |
|
پنجشنبه دوم مهر 1388 |
|
|
| |
|
مهر ماه همه است |
|
|
هنوز هم خواب شب اول مهر پر از اضطراب آغاز توست اي ماه مهربان |
|
چهارشنبه یکم مهر 1388 |
|
|
| |
|
|
|
|
در اين روزگار دوري دستها و ديده ها
به اندازه يك سر سوزن عاشق كه باشي
مي بيني براي نوشتن يك كف دست ترانه
تمام دفاتر سپيد دنيا هم كم مي آيد!
ناصر كاظمي زاده |
|
چهارشنبه یکم مهر 1388 |
|
|
| |
|
|
|
|
عاشق که می شوی خیال تو یعنی حکومت دوست... |
|
چهارشنبه یکم مهر 1388 |
|
|
| |