|
|
|
|
ای روبراه ! خستگی ام را تکان بده در بادبان بپیچ و به امواج جان بده ... باید از این جزیره سفرکرد – لعنتی ! باور نمی کنی که چقدر حالمان بده
حسنعلي مير افضلي |
|
پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 |
|
|
| |
|
كمي كنار هم باشيم نه مقابل هم |
|
|
يك روانشناس با اشاره به آمار رو به افزايش طلاق در كشور گفت: سلامت رواني متاهلان 2 تا 2.5 برابر بدتر از افراد مجرد است.چرا كه آشفتگيهاي رواني، آرامش افراد را به هم ميزند.
....................
اتفاقا همين چند روز پيش وقتي خبر افزايش آمار طلاق را با همكارم عنوان كردم او هم مثل من معتقد بود طلاق همان اولِ ناسازگاريها اتفاق بي افتد بهتر از يك عمر تحمل كردن است. حالا هي بيايند در مدح ازدواج و نكوهش طلاق داد سخن بدهند و از رخت سفيد تا كفن بگويند... بخدا مادر بزرگ من هم كه الان چند سال است زير خاك خفته فهميده بود زندگي با تحمل زندگي نمي شود.
|
|
پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 |
|
|
| |
|
روز نوشت |
|
|
۱ـ خدا پدر مبتكر سيستم شتاب را بيامرزد كه واقعا به كارها شتاب بخشيده. فكر كنيد اگر سيستم شتاب نبود و شما قرار بود براي پرداخت قبوض برويد در صفوف كوتااااااااااه بانكها بايستيد چقدر وقتتان تلف مي شد؟ اما حالا با اين سيستم كار شما شتاب ميابد ـ البته به شكلي ديگر!
به اين شكل كه شما به محض دريافت مسيج مبلغ موبايلتان به شتاب به عابر بانك مراجعه ميكنيد و مبلغ آن را پرداخت مي نماييد و خلاصه خيالتان راحت مي شود كه بدهي نداريد. حالا مابين دريافت مسيج ِ مبلغ تا ميلاد امام رضا(ع) روزي دو بار هم مسيج پرداخت به موقع غير حضوري مبالغ موبايل و شركت در قرعه كشي با فلان ميزان جايزه را دريافت ميكنيد.خوشحال هم هستيد كه تا حالا هميشه مبلغ را به موقع داده ايد و شايد برخلاف ِ هميشه شانس بياوريد!
آنوقت يك شب كه اصلا فكرش را هم نميكنيد مسيجي مي رسد مبني براين كه بدهي داريد و تلفن شما تا يك هفته يك طرفه خواهد شد بعد هم قطع مي گردد!!
شما متعجب ميشويد از نامهرباني سيستم شتاب كه در مجاورت انسانها بالاخره آن هم رسم جفا را آموخته و احتمالا ۳۲ هزار تومان ناقابل پول شما را خورده و به مخابرات نداده!!!!
اين يعني شما بايد فردا صبح قبل از شروع كار اداري دوباره با شتاب خودتان را به بانك برسانيد در صف بايستيد ،صورت حساب گردش حسابتان را با پرداخت كارمزد بگيريد،بعد ببينيد فقط برداشت داشتيد،دوباره دست به دامن سيستم شتاب شويد و ۳۲ تومان ناقابل ديگر بدهيد و خودتان را به يك دفتر مخابراتي برسانيد و چند ساعت بعد پس از صرف مقادير قابل توجهي استرس بالاخره تلفنتان دو طرفه بشود!!!!
۲ـ ...بعد از دو سال تلفن كرده كه آخييييييي چرا منو نميشناسي؟ خيلي بي معرفتي كه صداي منو از پشت تلفن نميشناسي من عمل داشتم بنايي داشتم تو چرا حال منو نپرسيدي؟! بعد كه مي پرسم خدا بد ندهد مي گويد بنايي داشتم!با خودم فكر ميكنم بنايي كه جواب خدا بد ندهد نيست! ميگويم اين كه خوب است بيماريت چه بود؟ و مي گويد من آخه دماغمو عمل كردم !!!!!!!!!!!!!!حالا امشب شام دعوتت مي كنم بيا خونه ي ما.(يعني بروم ديدن دماغش و احتمالا هي بايد بگويم به به چقدر خوشگل شدي)بعد تو لجت ميگيرد كه خودت خواستي به خاطر اراجيفهايش ارتباطت را با او قطع كني و حالا او بعد از دو سال تماس گرفته وقت تو را بگيرد براي اراجيف بافي...اَه... |
|
چهارشنبه بیستم آبان 1388 |
|
|
| |
|
|
|
|
جهان ها مال او ، او با جهان هایش چه حالی می کند در آسمان هایش من از او ساده تر هستم که در خاکم و او پیچیده خود را در همان هایش
احتمالا مريم جعفري |
|
سه شنبه نوزدهم آبان 1388 |
|
|
| |
|
روز نوشت |
|
|
۱ـ...حرف تازه اين كه من براي بار پنجم خاله شدم. "تارا" ي كوچك ما دختر ۲ كيلو و ۶۰۰ گرمي خواهرم است كه امروز ۷ روزه شد. خواهرم براي اولين بار است كه مادر شده يادم است قبل تر ،پيش از بچه دار شدنش هميشه از مهر مادري متعجب مي شد اما ديروز خودش داشت از علاقه عميق به دختر دردانه اش مي گفت كه ظرف همين چند روز، عجيب در دلش رخنه كرده.مبارك او و ما باشد.
۲ـ تركش تولد "تارا" بانو امروز دامن مرا گرفت و جاي شما خالي به برو بچه هاي روابط عمومي شيريني دادم. شيريني كه چه عرض كنم؟ صبحانه دادم آن هم از نوع ساندويچ گوشت و كالباس و دوغ و نوشابه. خيلي چسبيد. (كاش همه ي تركشها همينقدر خوشمزه بودند).
۳ـ خيلي بدم مي آيد كه كسي تا جايي كه دستش مي رسد در حق آدم بدي كندو وقتي ارتباطت را با او قطع ميكني و بعد از چند وقت خيال ميكني داري از دستش نفس راحت ميكشي با ارسال آثارش ابراز وجود كند و اين طور وانمود كند كه دارد لطف مي كند.( دنبال اين شخص در اينترنت نباشيد).
۴ ـ اين يكي بين خودمان بماند بعضي روزها دلم مي خواهد كسي بي بهانه برايم گل بياورد.امروز از همان روزها ست.از همان روزهايي كه دلم چند شاخه گل ِ تعارفي مي خواهد و هيچ وقت هم دستم نمي رسد.
۵ـ كامپيوترم در خانه خراب است و فقط در اداره مي توانم سراغي از شما بگيرم و به روز شوم. بنابراين اگر كمتر فرصت مي كنم سراغتان بيايم به دل نگيريد . شما برايم محترميد،حتي اگر فرصتم براي خواندنتان اندك باشد هميشه در دلم جا داريد. |
|
دوشنبه هجدهم آبان 1388 |
|
|
| |
|
باید عبور کرد مجال درنگ نیست |
|
|
با من دلی برای شکستن نمانده است
وقتی به غیر سایه ای از من نمانده است
حسی نمانده است برای سرودنم
جز از دقیقه های کنار تو بودنم
شب پرسه های دورتر از چشم گرگ ها
تعبیر ساده ی تو از آدم بزرگ ها
نجوا کنان به جای مزامیر هر شبت
ابیات عاشقانه ی من بود بر لبت
گفتی که این حدیث دل مرده ی من است
تحریر بغض های فرو خورده ی من است
باید عبور کرد مجال درنگ نیست
اینجا نصیب آینه ها غیر سنگ نیست....
رفتی سفر به خیر ولی رسمش این نبود
دست کم این مرام تو ای نازنین نبود
رفتی و جا گذاشتی ام بین گرگ ها
بی تو خدا کند نشوم عین گرگ ها
این روز هاي غریب کجایی بمیرمت
ای بی نشانه از که نشانی بگیرمت
امروز هم بدون تو سر شد نیامدی
این چشم ها برای تو تر شد نیامدی
بی تو نشسته تا به ابد در کمین من
غم ـ غربت نیامدنت نازنین من....
مهرداد نصرتی |
|
یکشنبه هفدهم آبان 1388 |
|
|
| |
|
از نماز صبح تا به حال فال پشت فال |
|
|
از نماز صبح تا به حال
فال پشت فال
حافظ عزيز هم جواب روشني نمي دهد
اين چنين كه مي رود؛كلاف پيچ پيچ بغض
از گلوي من
وا نمي شود
نذرهاي من
هيچ گاه؛ ادا نمي شود.
آرش شفاعي
|
|
شنبه شانزدهم آبان 1388 |
|
|
| |