تبليغاتX
آينه هاي ناگهان - آخرین لهجه ی بعید باد و ستاره و دریا...
آينه هاي ناگهان
سکوت آینه ها همیشه جواب تمام سوال های بی جواب بغض و باران است

حالم اصلا خوب نیست
 از همان گرگ و میش کله ی سحر
تا همین الان که آفتاب دارد آسوده می شود
هنوز ساعت : هشت و نیم شب است
عقربه ها خسته اند بی خیالند خاموشند
زمان از رفتن به جانب افعال اینده باز مانده است
 ماضی مطلق
آخرین لهجه ی بعید باد و ستاره و دریاست
سال هاست
 که رفتگر نارنجی پوش کوچه ی ما
هی پاییز را خلاف بادهای شمالی می راند و باز
 باران و برگ و رگبار ستارگان مرده را
پایانی نیست
هفته ها
 هزاره هاست
که هنوز ساعت : هشت و نیم شب است
ساعت هشت و نیم شب است

لينك | پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 . 8:30 . سنا |




Home | Archive | Contact US | Tamplate Designer